close
چت روم
ترجمه فارسی پس از بيست سال بیان شفاهی داستان
.::محل تبلیغات شما::.

این فان پس از بيست سال اُ.هنري ترجمه زهره شريعتي يک افسر پليس در محل گشت هميشگي خود، خيابان، با ابهت قدم مي  زد. هيبت و ژست شق  و رق او عادي و معمول به نظر مي  رسيد و براي تظاهر و خودنمايي نبود، چرا که تماشاچي کمي در خيابان داشت. ساعت به زحمت دهِ شب را نشان مي  داد، اما باد و توفان…

امروز دوشنبه 31 اردیبهشت 1397